پاسارگاد

اسکندر مقدونی وقتی با حمله خود به ایران تخت جمشید را به آتش کشید و جنایت های بسیار نمود..
زمانی که به مقبره کورش بزرگ رسید.. با کتیبه ای مواجه شد که با خواندن آن به گریه افتاد و از ویران کردن مقبره کوروش بزرگ منصرف شد.

"ای آنکه بر خاک من میگذری بدان و آگه باش که پاه بر خاک کسی نهاده ای که در تمام زندگی نگهبان نیکی بوده و جز به اندیشه و گفتار و کردار نیک با کسی رفتار نکرده..
بدان شهریاری من موجب آزار هیچ انسان بیگناهی نشده..
بدان که سرزمین پارس بسیار گسترده بوده و در تمام این گستره هیچکس توان زورگویی بر ناتوانی را نداشته..
بدان که ارتش من, ارتش رهایی بخش همه انسانهای ستمدیده بوده و من بدون چشم داشت به تاج و تخت و دارایی آنها همواره یار و پشتیبانشان بودم..
پس به پاس نیکویی های من این یک وجب خاک را بر من ببخش..
/ 0 نظر / 37 بازدید