مردی از تبار روشنی

دانیال نبی: کوروش خواهد آمد و مرا نجات خواهد داد.(دانیال پیامبر بنی اسرائیل در کودکی همراه قوم یهود به اسارت بخت النصر در آمد و به اسیری به بابل رفت او پس از آزادی قوم یهود به دست کوروش به شوش آمد و در همان جا در گذشت.

هرودوت: کوروش پادشاهی بود بزرگوار بخشنده و آسان گیر و هم چون پادشاهان دیگر به جمع مال و منال حریص نبود در بخشش و کرم افراط می کرد و داد مظلومین را میداد. در فنون جنگ بسیار ماهر بود. ایالت پارس کوچک را یک مملکت وسیع نمود. مهربان بود و با رعایا سلوک پدرانه داشت.

بخشنده خوش خلق مودب و از حال رعیت آگاه بود.

آشیل شاعر: کوروش یک فانی سعادتمند بود. به تبعه خود آرامش بخشید. خدایان او را دوست می داشتند. زیرا دارای عقلی بود سرشار.

دیودورس سیسیلی:کوروش از حیث کفایت خرم و سایر صفات نیکو سرآمد معاصران خود بود. او نه فقط در برابر دشمن شجاعت فوق العاده ای از خود نشان می داد بلکه با تبعه خود رحیم و جوانمرد بود. از این حیث پارسی ها او را پدر می خواندند.

دکتر کریستی ویلسون: کوروش یکی از بزرگترین نوابغ نژاد آریا است و نام او در بسیاری از زبان های جهان با احترام یاد می شود.

کنت دوگوبینو: کوروش هیچ گاه نظیری در این عالم نداشته. او یک مسیح بود. مردی بود که تقدیر درباره اش مقرر داشته بود که باید از دیگران برتر باشد.

کتاب سفیر اشعیاء: کوروش راعی خدا و مسیح خدا و مجری اراده خداست.

تورات اشعیا: خداوند درباره مسیح خود کوروش می فرماید که دست راست او را گرفتم که با حضور وی امت ها را مغلوب سازم و کمر پادشاهان را بگشایم و درها را با حضور وی باز و دروازه های دیگر بسته شود.(باب45بند1)

قرآن کریم آیه 83 سوره کهف: ما او را در زمین تمکین و قدرت بخشیدیم و از هر چیزی رشته ای به دست او دادیم.

ج. ه. ایلیک: در عرصه تاریخ مشرق باستان پادشاهی مشهورتر از کوروش وجود ندارد. شهرت و عظمت وی نخست به جهت بزرگواری وی که شاهی جهانگیر و جهاندار بود و در مرتبه دوم به خاطر همراهی اش با بنی اسرائیل است که در سلوک با آنان سیاست آزادمنشانه خود را هیچگاه از یاد نبرد و به اسیران یهودی ذر بابل اجازه و اعانت داد که به وطن خویش بازگردند.

اسکاریگر: هیچگاه قبل از کوروش چنین دولت بزرگی به وجود نیامده بود. عظمت شخی را که چنین دولت بزرگی را تاسیس کرد ما فقط از سایه ای که در تاریخ انداخته است می توانیم بسنجیم. زیرا از جزئیات کارهای او اطلاع نداریم. معلوم است که این شخص نمی خواسته است فقط ممالکی را تسخیر کند بلکه در فکر آن بوده است که آنها را اداره کند. او و بزرگترین جانشینانش عقیده داشتند که اداره کردن چنین مملکت عظیمی وظیفه ای است که از طرف خداوند به آنها واگذار شده است.

آرتور ایهام پوپ: شاهنشاهی هخامنشی بر اصول اخلاقی و مذهبی بسیار متینی استوار شده... اسا این سیاست رفق و مدارای نژادی و مذهبی بود. آشور دستگاه شاهنشاهی خود را بر اساس وحشت گذاشته بود. دولت آشور با سرعتی شگفت انگیز زوال یافت اما شاهنشاهی هخامنشی ذر سراسر زمین های پهناور با آسایش و فراوانی نعمت فرمان راند.


0.jpghttps://t.me/persihafamily


/ 0 نظر / 8 بازدید